تبليغاتX
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
ادبی و هنری

نشسته اي به كلامم ميان تن ت تنم

چه ديدني است ميان تو دست و پا زدنم

 

تو عاشقانه تار از تبار فريادي

و جرأتي بده تا من تو را صدا بزنم

 

و من كه مثل غزل بوده ام پر از تكرار

شبيه رخت عروسي كه مي شود كفنم

 

شبيه كوچ غريبي كه مي رود از ياد

بيا كه مست غرورم و بي تو مي شكنم

 

هزار بي بي دل خون شان به گردن تو است

و مات حكم تو مانده پياده اي كه منم

 

تمام خواهش من اين همين -: فقط بگذار

به چشم هاي تو يك شب تفألي بزنم

 

 

آسيه ارزاني نافچي
+ نوشته شده در  ساعت   توسط آسی  |