فرا رسیدن اول اردی بهشت ماه جلالی ( ماه شاعران)
بر تمام دستداران شعر و ادبیات فارسی فرخنده باد.
اول اردی بهشت: روز بزرگداشت سعدی
و یک غزل بسیار زیبا از این استاد بزرگ هنر و اخلاق
***********
اگر تو فارغي از حال دوستان يارا
فراغت از تو ميسر نمي شود مارا
تو را در آينه ديدن جمال طلعت خويش
بيان كند كه چه بودست ناشكيبا را
بيا كه وقت بهار است تا من و تو بهم
به ديگران بگذرايم باغ و صحرا را
بجاي سرو بلند ايستاده بر لب جوي
چرا نظر نكني يار سرو بالا را
شمايلي كه در اوصاف حسن تركيبش
مجال نطق نمانده زبان گويا را
كه گفت بر رخ زيبا نظر خطا باشد؟
خطا بود كه نبينند روي زيبا را
به دوستي كه اگر زهر باشد، از دستت
چنان به ذوق ارادت خورم كه حلوا را
كسي ملامت وامق كند به ناداني
عزيز من، كه نديدست روي عذرا را
گرفتم آتش دل را خبر نمي داري
نگاه مي نكني آب چشم پيدا را
نگفتمت كه به يغما رود دلت، سعدي!
چو دل به عشق دهي دلبران يغما را؟
هنوز با همه دردم اميد درمان است
كه آخري بود آخر شبان يلدا را ...
ستاره بود و آسمان لميده در بر دختر
گذشت فكر تازه اي دوباره از سر دختر
طلوع ... رويش غزل ميان گريه هاي او
غروب ... بيت آخر ترانه تر دختر
نشسته باز حادثه كمين به هاي هاي او
بمان! ببين چه ديدني شكست باور دختر
كسي نيامده – كسي كه بشكند سكوت را –
چكيده خون تازه اي به روي دفتر دختر
تو را صدا نمي زند و گم شده دوباره باز
ميان جاده ي گلو كلام آخر دختر
*
... وَ مرد مي رسد چه دير، ميان حسرتي غريب
به سينه مي فشارد او، تمام پيكر دختر
آسیه ارزانی نافچی