تبليغاتX
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
ادبی و هنری
و قاف

حرف آخر عشق است

آنجا که نام کوچک من آغاز می شود....

 

کمکم کن غزل مرگ زمان را گویم

رستن از دغدغه و سوز نهان را گویم

 

در من انگار زمان جان به تن پاییز است

یاری ام کن که غزل ریز خزان را گویم

 

آسمان سهم بزرگی است - پرستو می گفت- :

بی پر و بال بپر! تا هیجان را گویم

 

کمکی کن نفس صبح ببارد در من

تا به تقدیر خدا رفتنمان را گویم

 

لب فرو بستن و سر بسته نشستن تا کی؟

قیصری وار ترین شعر جهان را گویم....

« محسن امیرخانی»

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آسی  |