تبليغاتX
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق - پیشنماز
ادبی و هنری

قبله كمي متمايل به آن طرف

 

آمد درست زير شبستان گل نشست

در بين آن جماعت مغرور شب پرست

يك تكه آفتاب نه يك تكه  از بهشت

حالا درست پشت سر من نشسته است

چادر نماز گل گلي انداخته به سر

افتاده از بهشت بر اين ارتفاع پست

اين بيت مطلع غزلي عاشقانه نيست

اين چندمين رديف نمازي خيالي است

گلدسته اذان و من وهاي هاي هاي...

الله اكبر و انا في كل واد مست

سبحان من يميت و يحيي و لا اله

الا هوالذي اخذ العهد في الست

( يك پرده باز پشت همين بيت مي كشيم

او فكر مي كنيم در اين پرده ملنده است)

 

           ................................

 

سارا سلام اشهد ان لا اله تو

با چشم هاي سرمه اي ان لا اله مست

دل مي بري كه حي علي هاي هاي هاي

هر جا كه هست پرتوي روي حبيب هست

بالا بلند عقد تو را با لبان من

 آن شب مگر فرشته اي از آسمان نبست؟

باران جل جل شب خرداد توي پارك

مهرت همان شب اشهد ان در دلم نشست

آن شب كبو كبوتري از بامتان پريد

نم نم نما نماز تو در بغض من شكست

سبحان من يميت و يحيي و لا اله

الا هوالذي اخذ العهد في الست

سبحان رب هرچه دلم را ز من بريد

سبحان رب هرچه دلم را زمن گسست

سبحان ربي ال... من و سارا ...بحمدهي

سبحان ربي ال... من و سارا ... دلش شكست

سبحان ربي ال... من و سارا ... به هم رسي؟

سبحان ... تا به كي من و او دست روي دست؟

زخمم دوباره واشد و اياك نستعين

تا اهدنا الص... سراي تو راهي نمانده است

مغضوب اين جماعت پرهاي و هو شدم

افتادم از بهشت بر اين ارتفاع پست

 ..........................

يك پرده باز بين منو او كشيده اند

سارا گمانم آن طرف پرده مانده است

 

«دكتر محمد حسين بهراميان»

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آسی  |