تبليغاتX
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق - زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد........
ادبی و هنری

گفتم : كيم دهان و لبت كامران كنند

 

گفتا: به چشم هر چه تو گويي همان كنند

 

گفتم: خراج مصر طلب مي كند لبت

 

گفتا: در اين معامله كمتر زيان كنند

 

گفتم: به نقطه دهنت خود كه برد راه ؟

 

گفت: اين حكايتي است كه با نكته دان كنند

 

گفتم: صنم پرست مشو با صمد نشين

 

گفتا: به كوي عشق هم اين و هم آن كنند

 

گفتم : هواي ميكده غم مي برد ز دل

 

گفتا : خوش آن كسان كه دلي شادمان كنند

 

گفتم: شراب و خرقه نه ايين مذهب است

 

گفت : اين عمل به مذهب پير مغان كنند

 

گفتم : ز لعل نوش لبان پير را چه سود؟

 

گفتا: به بوسه شكرينش جوان كنند

 

گفتم : كه خواجه كي به سر حجله مي رود؟

 

گفت : آن زمان كه مشتري و مه قران كنند

 

گفتم دعاي دولت او ورد حافظ است

 

گفت : اين دعا ملايك هفت آسمان كنند

 

حافظ

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آسی  |