سپس با درد توأم عاشقم کرد
خدا دانست ظرفیت ندارم
به چشمان تو کم کم عاشقم کرد
***************************
سلام دوستان عزیز شرمنده که مدتی طولانی به روز نشدم
روزگاری است که ان شاءالله نصیب گرگ بیابون هم نشه
چه برسه به شما ها که همه اهل دل هستین و شکننده تر
از خزیدن نسیم بهار روی شیشه های بارون خورده!
خیال ندارم وبلاگ را تبدیل به دفتر چه خاطرات روزانه کنم
ولی خیلی وقتا آدم نیاز به کسی داره که بتونه باهاش درد دل کنه
ای کاش من هم کسی را داشتم .....................
به حکم سرد تقدیر عاشقم شد
کمی زود آمد و دیر عاشقم شد
اگر چه چشم او من را نمی دید
ولی با این تفاسیر عاشقم شد
آسیه ارزانی
*********************************************
بهار آمده يك داغ نو به من بدهد
تو را بگيرد و احساس بي.. شدن بدهد
صداي درد مرا مي شود ببيني يار!
اگر خدا به غزلهاي من دهن بدهد
خدا خيال ندارد مرا پرنده كند
خدا خيال ندارد تو را به من بدهد
خدا خيال ندارد كه باغ سيبش را
به ما بدان غم انگيز بي وطن بدهد
بهشت مال خودش با فرشته هاي عزيز!
مجال در بغل تو گريستن بدهد
مرا ببخش اگر حالم آنقدر خوش نيست
كه شعر خط خطي ام عطر نسترن بدهد
پرنده مي رود از بس بهار غمگين است
پرنده رفته به پائيز باغ تن بدهد